تبليغاتX
از بخت بدم آیینه فروش شهر کوران گشتم http://takootanhaa.blogfa.com/profile/ یـــاریم کن ای یارای محبت

یـــاریم کن ای یارای محبت

تو تنها تکیه گاهی در شبای بی پناهـی

دوستای گلم

۲تا پست جدید گذاشتم و منتظر نظرای قشنگتون هستم

توی هر بخش نظر مربوط به همون را بذارین ممنون میشم

 

یکی از دوستای گلم ابراز خوشحالی کردن که از کمـــــــا در اومدم

 

از همتون ممنونم و منتظر نظراتتون هستم

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 21:30 توسط پسرک تنها

آرایشی ملایم مناسب همه جا

از آنجایی که چهره ی آرایش شده، هر چند کم با چهره ی بدون آرایش بسیار تفاوت دارد وخیلی از خانمها دوست ندارند با چهره ای بدون آرایش دیده شوند، راههایی برای همیشه مرتب بودن با صرف کمترین زمان وجود دارد تا شماچه در منزل برای انتقال روحیه ای شاد به افراد خانواده ونیز خودتان وچه بیرون از خانه در حدی ساده ومتعادل به راحتی به چهره تان رنگ تازه ای بدهید.

1-هر صبح پس از بیدار شدن از خواب و شستشوی صورت با آب سرد وخنک ،بگذارید آب بر روی پوست صورتتان به حالت طبیعی خشک شود که این می تواند در فاصله ای که پس از شستشوی صورت، شما مشغول آماده کردن صبحانه می شوید،انجام گیرد زیرا زمان زیادی نخواهد برد و همین امر در ابتدای روز پوست صورت شما را از افتادگی وشل شدن حفظ کرده وشادابی وسر حالی خاصی به شما منتقل می کند.

2- تنها کرمی که بهتر است در منزل ویا حتی برای خرید، بیرون از منزل استفاده کنید و زمان ماندن آن بر روی پوست ضرری به پوستتان نمی رساند، انواع کرمهای ضد آفتاب است که ا گر دوست داشته باشید مثل یک کرم پودردر صورت داشتن جوش ولکه بر روی پوستتان، آنها را بپوشاند از نوع رنگی وکرم پودر دار بودن آن بر روی پوست بمالید وبا شستشوی بعدی صورت دوباره ازآن بر روی پوست بزنید.

3- برای انواع چشمها چه چشم ریز چه درشت وبا حالتهای مختلف ورنگهای متفاوت،استفاده از یک خط چشم مدادی سیاه وتنها یکبار کشیدن در داخل چشم، فرم وحالت چشم را نمایان ساخته وآن را از بی حالی در خواهد آورد که البته توجه داشته باشید فقط یک بار بکشید تا زیر چشمان شما سیاه نشود وتنها حالت ملایم وطبیعی به چشمها داده باشید.

4- توجه داشتن به هماهنگی رنگ رژلب با لباس منزل ویا با شال وروسری که برای بیرون رفتن از منزل می پوشید مهمترین قسمت آرایش در مرتب بودن وتغییرشما درمدت زمان کوتاست به طوری که تنها یک لایه رژبدون خط لب وگاهی خط لب بدون رژهم رنگ لباس منزل یا شال وروسری ، بر روی لبها بزنید وبرای شیک تر بودن از رنگهای ملایم ویا برق لب در انواع رنگها استفاده کنید تا بیرون ازمنزل نیز راحت تر باشید.

5- موارد بالا برای داشتن چهره ای متفاوت از قبل کافی است ولی اگر فرصت داشته ودوست دارید از رژگونه ای ملایم همرنگ رژلبتان نیز بزنید.

6- پرداختن روزانه در همین حد به چهره وپوست علاوه بر انتقال شادابی به شما واطرافیانتان در منزل می تواند در رسیدگی به پوست ومراقبت آن از نور خورشید ولامپهای مهتابی که همان تاثیر نور خورشید را بر روی پوست دارندبه شما کمک کند.

7- در منزل برای انرژی بیشتر ازرژ لبهایی با رنگهای شاد وروشن استفاده کنید.
8- اگر مژه های خیلی صاف وبلندی دارید با یک بار استفاده از فر مژه به آنها حالت دهید.

نکات مفید:

الف-در طول روز وهنگام مصرف انواع میوه ها به جز گوجه فرنگی وکیوی که ممکن است برای شما حساسیت زا باشند از پوست آنها برای ماساژ بر روی صورت وپشت دستها استفاده کنید.

ب-در هنگام درست کردن غذا وخورد کردن پیاز در صورتی که از چشمانتان اشک آمد، پوست صورت را با اشکهایتان به آرامی وبه حالت دورانی ماساژداده وسپس با آب خنک بشویید ودوباره ضد آفتابتان را تجدید کنید.

پ-در هنگام استفاده از انواع مرکبات از ترشحات پوست آنها برای ماساژ دست وصورت استفاده کنید.

ج- در کنار مراقبت های روزانه از کرمهای ویتامینه ی شب ویا روغنهای زیتون ونارگیل وبادام نیز استفاده کرده تا همیشه پوستی شاد وسالم داشته باشید.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 21:22 توسط پسرک تنها |

 

بی طوفان زده دشت جنونم

صید افتاده به خونم

تو چنان می گذری قافل از اندوه درونم

بی من از شهر سفر کردی و  رفتی

بی من از شهر گذر کردی و رفتی

قطره اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی نگهت هیچ نیافتاد به راهی که گذشتی

تا در خانه ببستم دگر از پای نشستم

گوییا زلزله آمد گوییا خانه فرو ریخت سر من

تو هم بود و نبودی تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من که ز کویت نگریزم

بی تو یک لحظه جدایی نتوانم نتوانم

بی تو من زنده نمانم

 

********************************

********************************

********************************

 

نمی بخشمت ...!

به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

به خاطر تمام غمهاییی که به صورتم نشاندی

نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی

به خاطر احساسی که برایم پرپر کردی

نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی

به خاطر نمکی که بر زخم گذاردی

ومی بخشمت

به خاطر عشقی که بر قلبم حک کردی ... !

 

********************************

********************************

********************************

 

مطمئن باش و برو

                          ضربه ات کاری بود

   دل من سخت شکست

                              و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی

                               به من و عشقی پاک

                                       که پر از یاد تو بود

                                                                              و خیالم می گفت :

تا ابد مال تو بود

                     تو برو

                                        برو تا راحت تر

                                                             تکه های دل خود را

                                                                                      سر هم

                                                                                                         بند زنم .

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 21:20 توسط پسرک تنها |

سلام دوستای گلم

خدا رو شکر تونستم بعد از مدتی دوباره بیام و در جمع شما دوستای گل وبلاگی باشم

خدا یه لطفی به من کرد و دوباره به من حیاتی تازه بخشید

البته این لطف چند ماه است که نصیب بنده شده ولی از آنجایی که غرق در خوشحالی و ... بودم به کلی یادم رفته بود بیام و آپ کنم

بالاخره فوق دیپلم را گرفتم و کارشناسی هم قبول شدم ولی به دلایلی نرفتم و واسم دعا کنید که امسال دوباره قبول بشم

جا داره اینجا از همه دوستای گلی که توی این مدت واسم نظر گذاشتن و با من همدلی کردن یه تشکر مشتی و جانانه کنم و از خدا برای همشون آرزوی موفقیت و شادکامی را دارم

دوستای عزیزم چون سرم خیلی خیلی شلوغه و شاید به این زودیا نیام اگه کسی با من کار داشت میتونه به من اس ام اس بده تا بیام و کمکش کنم

بازم از همتون تشکر میکنم

در پناه حق

امیرحسین : ۸۰۳۵ ۸۲۷ ۰۹۳۵

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/29ساعت 21:8 توسط پسرک تنها |

http://takootanhaa.blogfa.com/profile

 

این وبلاگ به کمــا رفت

 

به خاطر کسی که روزی تمام وجودم بود

عاشقانه می پرستمت  یاریم کن

 

جواب به دوستان گلم در رابطه با این پست :

وقتی آدم به کما میره فقط معجزه میتونه اونو نجات بده و به این دنیا برگرده وگرنه یا تا مدتها تو کما میمونه یا زودی اون طرفی میشه. پس من و این وبلاگ و دل تنگم رفتیم تو کما. برامون دعا کنید تا برگردیم.اگر خدا بخواد دوباره جون میگیریم و میاییم. فقط خدا کنه اونی که میتونه مارو برگردونه این پست را بخونه وگرنه کارمون تمومه

 

ممنون از همه دوستانی که به نحوی سعی در همدردی و همیاری من داشتند

+ نوشته شده در شنبه 1387/05/19ساعت 23:44 توسط پسرک تنها |

 

سلام دوستای گلم

خیلی خوشحالم که بعد از مدتی حالم یکم خوب شده و میتونم دوباره پیش شما دوستای گلم باشم.

امروز ۲ تا خبر دارم که میگم. البته این آپ موقت است و تو هفته دیگه عوضش میکنم.

۱- امروز ۴۰ مامان بزرگ مامانیم بود که خدا بیامرزدش. ۱۶/۵/۱۳۸۷   مادر بزرگ مهربونم

۲- یک وبلاگ آموزشی دارم درست میکنم که .......     

www.pic-avr.blogfa.com

  راستی گول شارژ رایگان را نخورید که شارژ از کف خودتون میره. اگر جایی دیدی که نوشته بود کد زیر را وارد کنید و به ۱۱۱۲ ارسال کنید این کار را نکنید چون برای اون طرف شارژ میفرستید. اینم نمونه کد تقلبی که من یک شماره الکی ( رنگ قرمز ) را برای نمونه میزنم :

۱۱۱۱۱۱۱۱۱ : ۵۰۰۰ : ۱۲۳۴۵۶۷ ۰۹۳۵ بعد ارسال به ۱۱۱۲  که باعث میشه مبلغ ۵۰۰ تومان  شارژ به این شماره اضافه بشه و از شما کم بشه. البته جای ۹ تا عدد ۱ در بیشتر جاها باید کد ۹ رقمی پشت سیم کارت را وارد کنید.   

    

گـــــــــــول نخــــــــــــورید !!!!!!  

 راستی برای نظر مربوط به این پست در قسمت پست قبلی نظر بدهید چون این پست موقت میباشد

همگی شاد و موفق باشید  به امید دیدار

 در پناه امام زمان

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/16ساعت 19:39 توسط پسرک تنها

 

سلام دوستان

امروز یکی  کسانی که بهش وابستگی شدید داشتم را از دست دادم.

مادر بزرگ مامان جونم بود .

پیر زنی مهربان و دلشاد بود . حدوداْ ۱۰۶ سال عمر کرد ولی یه بارم مریض نشد .

خیلی دلم براش تنگ شده . اینم یه عکس یادگاری ازش داشتم را براتون میزارم تا ببینید.

برای شادی روحش یک حمد و سوره بخونید. ممنون از همه شما دوستان که همدردی می کنید.

مادر بزرگ مهربونم

روحش شاد       یادش گرامی

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:8 توسط پسرک تنها |

 

وقتی از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت. گفتم: تو کیستی؟ گفت: غم. من با خودم گفتم که غم عروسکی است که بعدها با آن بازی می کنم ولی وقتی بزرگتر شدم دیدم من عروسکی هستم در دستان غم
مرا از دست غم وتنهایی نجات دهید

نازنین ماه شب من نازنین تاب وتب من

 

نازنین گریه رو بس کن می رسه جون به لب من

 

ندارم طاقت اشک چشای قشنگ و نازت

 

نازنین دلم میمونه تا ابد محرم رازت

 

نه نه نه نمی تونم . نمی تونم که بمونم 

 

تو مست جامی شادی ولی یه بی دل و جونم

 

یه عمر هر جا که رفتی به اون طرف دل و بردم

 

فریب چشم سیات فریب حرفاتو خردم

 

عجب نگاهی داری هوای مارو داری

 

ولی تنهات می ذارم تو اوج بی قراری

 

عجب حوصله داری که بازم گله داری

 

ولی ای گل نازم همینه با تو رازم

 

تو این عشق و رفاقت نداشتی تو صداقت

 

همون عهدی که بستی خودت اونو شکستی

چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود

 

قصه که ازسر نمی شد وای یکی بود یکی نبود

 

چه جوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب

 

چه جوری آخه سر رسید فرصت اون روزهای خوب

 

به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو

 

تو چنگ دیو گریه ها واسه چی انداختی منو

 

از شب پر پر زدنم چه طور تونستی بگذری

 

من که غریبه نبودم چه طور دلت اومد بری

 

گفتی به من تو هم برو یه قصه تازه بگو

 

گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو

 

آخه بگو منو به کی سپردی وقت بی کسی

 

چرا نخواستی بمونی به داد اشک هام برسی

 

وای یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمی شه

 

هیچ کس آخه به غیر تو درد هام رو از بر نمی شه

درد و دلم و بشنو که حالم رو بدونی هیچ وقت این رو نخواستی که قدرم رو بدونی

 

من آرزو می کردم که هم زبونت بشم امید این رو داشتم که سایه بونت باشم

 

چه قدر چه وقت و بی وقت به یاد تو نشستم فقط تو رو می دیدم تا چشم هام رو می بستم

 

هیچ وقت با من نبودی اما به پات نشستم زخم زبون شنیدم غرورم رو شکستم

 

وقتی از من دور بودی دنیای من سیاه بود زنده بودم ولیکن زندگی ام تباه بود

 

دردو دلم رو بشنو که حالم رو بدونی هیچ وقت این رو نخواستی که قدرم رو بدونی

 

وقتی که برمی گشتی دلم برات می لرزید برای من یه دنیا برگشتنت می ارزید

 

نبودی و نخواستی شادی برام بیاری دست های آشنات رو تو دست من بزاری

 

هیچ وقت باهام نبودی اما به پات نشستم زخم زبون شنیدم غرورم رو شکستم

زندگی سه چیز بیش نیست

 

اولی:به اجبار به دنیا آمدن

 

دومی:با غم زیستن

 

سومی:باآرزومردن

 

همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر توشاد میشه

 

واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی قصه داری واشــــک

 

میریزی برات اشــک میریزه..... برای کسی غمکین باش که در

 

غمت شریکه ....عاشقه کسی باش که دوستت بداره

 

اینو همیشه به یاد داشته باش

من همونم که همیشه غم وغصه اش بی شماره

اونیکه تنهاترینه حتی سایه ام نداره

این منم که خوبی هاشو کسی هرگز نشناخته

کوچه در راه رفاقت همه هستی شوباخته

هررفیق راهی با من دوسه روزی عاشقم بود

عشق اون باعث درد همه دقایقم بود

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/21ساعت 12:0 توسط پسرک تنها |

 

نامت چه بود؟آدم

محل تولد؟بهشت پاک

اینک محل سکونت؟زمین پاک

آن چیست بر گرده نهاده ای؟امانت است

قدت؟روزی چنان بلند که همسایه خدا...اینک به قدر سایه بختم به روی خاک

اعضای خانواده؟حوای خوب و پاک ..قابیل خشمناک..هابیل زیر خاک

روز تولدت؟در روزی به گمانم روز عشق

رنگت؟اینک فقط سیاه از شرم چنان گناه

چشمت؟رنگی به رنگ بارش باران...که ببارد ز آسمان

وزنت؟نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست...نه آنچنان وزین کخ نشینم بر این زمین

جنست؟نیمی مرا ز خاک نیم دگر خدا

شغلت؟در کار کشت امیدم به روی خاک

شاکی تو؟خدا

نام وکیل؟آن هم فقط خدا

جرمت؟یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟همین

حکمت؟تبعید در زمین

همدست در گناه؟حوای آشنا

ترسیده ای؟کمی

از چه؟که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده؟بله

که؟خدا

پس بنده هایش که مدعی دوست داشتن و وفاداری به تو بودن چه؟فراموشم کردند...آنها مرا در سختی هایشان میخواستند

داری گلایه ای؟دگر گلایه نه ولی.......

دلتنگ گشته ای؟زیاد

برای که؟تنها فقط خدا

آورده ای سند؟بله

چه ؟دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟بله

چه کسی؟تنها کسم خدا

در آخرین دفاع؟خسته ام از آدمکها مرا پیش خود ببر

ولی من محکوم به زندگی کردنم

 

boysofshahinshahr.blogfa.com

خیلی سخته اونی که واسه چشات می میره

 

بره و دیگه سراغی از تو و چشات نگیره

 

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

 

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

 

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

 

وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی

 

خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره

 

ولی وقتی که رسیدی ببینی روز شده دوباره

نبودي گريه کردم

یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون

خندید و گفت :  کنارتم تا آخرش تا پای جون

ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون

ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون

امٌا زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون

ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون

ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون

حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون

 

 

بهانه...

بهانه بهانه است برای ماندن...

بهانه اشک است برای شستن چشمها...

بهانه تنهایی است و سکوت شبانه...

بهانه یعنی انتظار...

بهانه یعنی عشق...

بهانه یعنی تو وقتی که می خندی...

بهانه یعنی من که اینجا با یادت می گرییم...

بهانه

بهانه بهانه است برای بودن....

 close hands

گفته بودي سهراب....!

 

( بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است)

 

ولي از خستگي عشق چه ميدانستي؟

 

شوكرانش را آيا هرگز به تو قطره قطره نوشاندنش كس

 

شده يكبار به جز گرمي عشق به غم سردي آن هم برسي؟

 

سردي عشق چيز ويرانگر بي احساسي است

 

در همه زندگي ات داشتي لحظه ي بي توصيفي

 

سهراب! عشق جز چهره ي گل ، آب ، درخت

 

چهره ي ديگري هم دارد

 

عشق سنگي است كه زيبايي را در نگاهم چه حقيرانه شكست

 

سهراب....! عشق را  گرچه من تجربه اش كردم و شربتش را نوشيدم

 

گر تو هم تجربه اش ميكردي شايد چنين ميگفتي:

 

(بدترين درد رسيدن به نگاهي است كه در سردي عشق رنگ خود باخته است)

 

 سردي عشق

خدایا نمیدونم چرا همه چیز کمک میکنه و دست به دست هم میده تا ۱ لحظه به عشقش شک کنم. میدونم ناراحتش میکنم اما کاش فقط یک بار با خودش فکر میکرد که خودم چه عذابی میکشم . خدایا تو خودت خو ب میدونی صداقت منو  و اخلاص اعمالم رو ،همیشه کارم رو انداختم به دامن تو و تو از داشته هام حمایت کن .تو بهترین قاضی هستی.
 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/08ساعت 15:33 توسط پسرک تنها |

 

تو عـــشـــــق من بودی و من عروسک

                                                    ای بی وفا عـــشـــــق جدید مبارک

Lover

آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست، بخند ....

 

خوب نگاهم کن
من مانده ام و خلوتی بی رنگ
با قلبی آشفته در سینه ام که رگهایش را از یأسی مبهم پرکرده اند
همچون شبحی از سرمای کوهستانهای بلند به کنار گلدان خالی ات می گریزم
تا از بزم خوشی های خودسرانه گلایه کنم . . .

 

چند تا دوسم داری ؟

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری، یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!

میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ...

تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم

 

 امشب دلم ميخواهد 

 به كسي بگويم"" دوستت دارم.""

 تو نهراس و آنكس باش.

 بگذار با هر آنچه در توان دارم

 همين امشب به تو ثابت كنم كه دوستت دارم.

 بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي كنم كه

 لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.

 بگذار همچون معشوقي كه براي وصال معشوقش

 جان ميدهد برايت جان دهم.

 بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم

 و تو را ستايش كنم.

 بگذار در تاريكي به تو لبخند بزنم.

 نگذار زمان از دستم برود

 و تو را درنيابم.

 ميخواهم بينديشي كه همين امشب

 غير از من كسي ديوانه تو نيست

 هرچند كه جاهلانه فكري باشد.

 كمي بيشتر با من

 و همين امشب بگذار خيال كنم

 كه جز تو كسي نيست.

 همين يك امشب را بگذار نقش بازي كنم.

 نقش حقيقت را.

 همان كه دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين كرده ام.

 اي آخرين

 

 

Inja bemonam VASE CHI

EShgho biaram VAse KI

 ROyaye TO jaye digast

BORO soraghe ZENDEGIT


 

راستی یادم رفت بگم :

عــــیــــد هـــمـــگـــی مـــبـــارک بـــاد

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/23ساعت 23:47 توسط پسرک تنها |

> از بخت بدم آیینه فروش شهر کوران گشتم : a http://takootanhaa.blogfa.com/profile/